|
پوزش: پس از گذاشتن این مطلب در وبلاگ توسط عزیزی متوجه شدیم( به قسمت نظرات مراجعه شود) که یک سرقت ادبی توسط بنده البته نه برای خود بلکه برای شاعری دیگر نا خواسته انجام شده. لذا ضمن تشکر از آن عزیز از آقایان ایرج میزرا و صائب تبریزی( به ترتیب حروف الفبا!!) عذرخواهی میکنم. بیت آخر را هم چون نمی شود کاریش کرد کاریش نمی کنیم.!! یکی از دوستان عزیز و قدیمی من شیخ روح الله هاشمی است. ایشان هر چند گاه با پیامی من را شرمنده دوستی خود می کند. چندی قبل شعری از ایرج میرزا!!! را از باب نصیحت و تذکر برای من sendکرد و همین شعر باعث شد من نیز چند بیت در جوابش بگویم که البته بعدا تبدیل یه شعر طولانی شد . این شعر هرچند دچار پراکنده گویی شده است ولی شاید خواندنش خالی از لطف نباشد: فکر شنبه تلخ کرده جمعه اطفال را عشرت امروز بی اندیشه فردا خوش است . ایرج میرزا!!! فکر شنبه زنده گردانده مرا در این قفس ور نه کی در جمعه ها ماندن چنین تنها خوش است طفل دل هیچش ز عشرت ها نمی آرد به یاد جمعه ها و شنبه ها با یاد عشرت ها خوش است گرچه شعرت نکته ای پر مغز و پر مفهوم داشت درک مفهومش به دست شیخ روح الله!! خوش است - قافیه انگار چون شاعر درون گل تپید - خر شدن! آنگاه ماندن در گل معنا خوش است گاهگاهی سوی من اس ام اسی ارسال کن خواندن اس ام اسی از حضرت آقا خوش است دوش دیدم روی او !؟ گفتم که آواز دهل خوش بود لیکن شنیدن از ده بالا خوش است! خواستم گویم کمی حرف سیاسی توی شعر لیک گفتم من به خود : ول کن دلت بابا خوش است! جای این اشعار من بهر معلم گفتن* مژده توزیع بن یا سبد کالا خوش است تا برآمد از نیامش ذوالفقار شعر من بهر اشعار دگر در رفتن و پروا خوش است!!! شاعر ما بهر خود نوشابه ای هم باز کرد! خوردن نوشابه هم درموسم گرما خوش است این همه گفتم ولی بر قول ایرج میرزا !!!!: عشرت امروز بی اندیشه فردا خوش است * شعر در هفته معلم گفته شده. + حکایت شده در چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387 1:5 توسط عبد الله فضلي |
|