|
همواره تو لول لول هستی ای دل در حالت ضرب و زول ۲ ! هستی ای دل در خانه ی تو آمد وشد بسیار است همچون وب بولفضول هستی ای دل پیوسته دچار درد دوری هستی در غصه ی آن گور بگوری هستی از قصه ات ای دل همگی می خندند چون اتیکت خانم نوری هستی از غصه ی روز گار خوابت برده در حالت احتضار خوابت برده ای دل چه شده قافیه را باخته ای۳ چون املت دسته دارخوابت برده ای دل به تو چه که همره او باشی ؟ تو رو س نه نه۴ که مثل یارو باشی؟ باید که به دولت نهم گیر دهی ! تا شکل و شبیه مرد رندو باشی ای دل که تو اهل ناکجا آبادی خون گشته به پای دیگران افتادی ای خانه ات آباد ! تو هم چون ملا از همت و لطف دیگران۵ آبادی دادی تو کلید و قفل شعرم وا شد ۶ طنازی و جرم دلبران افشا شد ای دل تو کلید از کجا دزدیدی ؟ از خانه شعر طنز خالو راشد ؟
۱. الف: این دل ما حرف سرش نمی شود. کار هر روز ش شد ه سر زدن به دلبرهایش.کاریش نمی شود کرد . برای آشنایی با دلبر های محترم بر روی لینک ها بکیلیکید! ب: دلبران گرامی هر چه سریعتر نسبت به پرداخت حق الزحمه تبلیغاتشان اقدامات لازم را مبذول فرمایند! ج: شباهتهای بین دل و دلبر ها کاملا غیر اتفاقی است! ۲.زور دل ما مانند زور بولفضول شبیه بچه های دو ساله س!! ۳. این مصراع را با صنعت ایهام بخوانید! ۴. همان به تو چه مربوط خودمان!! ۵. این دیگران می تواند برادر آدم باشد!! ۶. به علت اقتضائات شاعری و گیر کردن شدید در قافیه کمک کرده شعر را با لهجه غلیظ اصفهانی بخوانید!! + حکایت شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 18:54 توسط عبد الله فضلي |
۱. یک فصل دوباره از کتابی خالی یک قصه که نه یک تب و تابی خالی: آن مرد دوباره رفت جایش خوابید کز کرد درون رختخوابی خالی ۲. آمد ... و کلاه خویش را قاضی کرد بر حال گذشته چشم اندازی کرد عمری دل او زمانه را بازی داد یک عمر زمانه با دلش بازی کرد + حکایت شده در شنبه بیست و پنجم خرداد 1387 19:50 توسط عبد الله فضلي |
|