|
طنز حکم سفری شبانه در دستش بود! * می رفت و ... غم زمانه در دستش بود بازیکن ما ، جای ِ مدالی رنگین دیدم که بلیط خانه در دستش بود! *زنبیل پر از ترانه در دستش بود ( جلیل صفر بیگی) + حکایت شده در پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387 21:35 توسط عبد الله فضلي |
آتش به تن فراق خواهد افتاد قفل در این اتاق خواهد افتاد می آیی و ...با قیامت آمدنت خوشبختی ام اتفاق خواهد افتاد + حکایت شده در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 22:33 توسط عبد الله فضلي |
|