تخلیه ی روح !!
; 2. بحث و جدل در مورد سوال و جواب بالا بماند برای کامنت های شما. در ادامه به موارد دیگری که در این امر مورد سوال است اشاره میکنم و نظر خود را درباره شان میدهم : چرا اینکار فقط در دستشویی های عمومی انجام میشود؟ و چه کسانی اقدام به نوشتن میکنند؟ و بررسی محتوی نوشته ها بیانگر چیست ؟ و سوالات دیگر...
در مورد اینکه چرا آنها که بر درو دیوار دستشویی های عمومی مینویسد بر دیوار دستشویی خانه خود نمینویسند علاوه بر جواب ساده و تلخ " نه مال خود غمش مخور" - که متاسفانه دارد به فرهنگ رفتاری ما تبدیل میشود - یک علت مهمتر و قابل تامل تر دارد و آن اینکه دیوار یک مکان عمومی محل خوبی برای بیان و بروز حرفهایی میشود که به طور آزاد نمیتوان زد. اگر به محتوای این نوشته ها دقت شود بر این موضوع صحه میگذارد که بیش از نیمی آنها حرفهایی است که جرات بر زبان آمدن نداشته و پنهانی نوشته شده است . شرح این نکته به جواب اینکه چه کسانی مینویسند هم خواهد رسید: سربازی که از وضعیت دشوار پادگان به ستوه آمده درودیوار دستشویی را سنگ صبور حرفهای در گلو مانده و ناسزاهای خفه شده به مقام مافوق میبیند . کسی دیگر که از وضعیت بغرنج اقتصادی و بی عدالتی به ستوه آمده راهش را پناه بردن به دستشویی و نوشتن شعار بر علیه فلان مسوول میبیند در یک دستشویی نوشته بود: نه چرخ داریم نه هوندا (...حذف توسط ادمین!!!...) . پس نمیتوان و نباید کتمان کرد که یکی از مهمترین دلیل این معضل مشکلات اجتماعی و اقتصادی و نبودن فضای آزاد نقد این مشکلات است که بعضی مجبور میشوند در محل تخلیه جسم به تخلیه روح بپردازند!
3. بنده کاملن معتقدم که این نمیتواند همه ماجرا باشد و در و دیوار دستشویی فقط بستر نوشتن حرفهایی که نمیشود زد نیست ، نویسنده این سطور بر در و دیوارها ی زیادی دیده است نوشته هایی که بسیار زده شده و توسط افرادی که حرفهایشان را راحت زده و میزنند نوشته شده است : گمانم خیلی ها جمله "مرگ بر بوش وبلر! " را بردر و دیوار سرویس بهداشتی ..... علامرودشت و خیلی جملات مشابه دیگر را در جاهای دیگر دیده اند، حرفهایی که بارها و بارها توسط مراجع رسمی و غیر رسمی به راحتی زده شده که بیشترشان جنبه ارزشی هم دارند. و باز این نمیتواند همه ماجرا باشد وقتی در بین این نوشته ها ی بر در ودیوارمیبینیم کاتب محترم با افتخار نام شهر و شهرتش را نوشته و آن دیگری چیزهایی نوشته که خواندن و بیانش عرق شرم بر پیشانی مینشاند و آدم از درک انگیزه و نیات نویسندگاشان باز میماند و اعتقاد بزرگ بودن این معضل اجتماعی را تقویت میکند.
4. القصه نوشتن در مورد این موضوع به ظاهر بی اهمیت که در باطن مدفن هزاران درد اجتماعیست مثنوی هفتادمن کاغذ است و حاجت به اندیشه افرادی عالمتر از صاحب قلم در زمینه های اجتماعی ، روانشناسی و... دارد . امید است این مقاله فتح بابی باشد تا نظرات صائب شما عزیزان و راه حل های متخصصین، این نوشته های ناهنجار را از صفحه ذهن جوانان ما و در ودیوارهای مکان های عمومی پاک کند