٫
روزها یک به یک گذشته اند و فصلی از پس فصلی متولد شده : از ” بهار ” کم و بیش خاطراتی ” سبز ” به یاد داریم، خاطراتی که همیشه برای ما اندک و کوتاه بوده اند که ” گل همین پنج روز و شش باشد… ” و ” تابستان” که تکلیف ما با آن و تکلیف آن با ما روشن است که تا یاد داریم او بوده است و گرمایش ، و این رفیق شفیق ما حتی آنگاه که نوبت عرض اندام او نبوده با ما بوده و آنجا که تقویم از نامش گذشته است او از ما نگذشته و رهایمان نکرده تا ما فرزند گرما و شرجی نام بگیریم و شهرمان از حرارت برکت این مهمان همیشگی در صدر اخبار قرار گیرد.
اما آنچه مقال بحث ماست و از بدی بخت ما هیچ نمودی ندارد ” پاییز ” است . در قاموس نامه فصلها، ” پاییز ” و ” باران ” را با هم نوشته اند تا پاییز شروع فوران چشمه آسمان باشد و آغاز بارش باشد و ببارد و ببارد و ببارد.
دوست ندارم سخن به درازا بکشد و به پیچیدگی بیافتد و بی درنگ باید سوال کرد : پاییز که تمام شده است و زمستان نیز دارد بی صدا از کوچه های شهر میگذرد اما باران کجاست ؟ چه کسی از او خبر دارد؟ چرا سری به زمینهای تشنه نمیزند ؟ اجازه بدهید سوال اصلی را که دغدغه و انگیزه نوشتنی دوباره پس از مدتی طولانی است را بپرسم : چرا آسمان باران رحمتش را از ما دریغ میکند ؟ باید به چه دیدی به این معضل که امسال پر رنگ تر و عام تر شده است نگاه کرد ؟ این سوالی تازه و دغدغه ای نو نیست . افراد زیادی از دیدگاه مذهبی ، جغرافیایی ، اجتماعی به این مسئله نگریسته اند و به فراخور پاسخهایی داده اند . پاسخ هایی که به اندازه استدلال های اثباتی اش ردیه های محکمی دارد که گاهی منجر به مشاجراتی بی سرانجام و تنش زا شده است . چندی پیش از تریبون نماز جمعه یکی از امامان محترم جمعه وقوع سیل ویرانگر سال پیش اروپا را ناشی از فساد و ظاهر غیر اخلاقی زنان آن دیار و معلول تباهی جامعه آن سامان دانست. این اظهار نظر عجیب که البته در حافظه مذهب، مواردی برای اثبات و مثال به آن وجود دارد باعث عکس العمل های زیاد وگاهن افراطی شد . آنچه انسان را از پذیرش قطعی “نظریه رابطه بین نزولات جوی و ظاهر و باطن مردم ” با وجود مستندات مذهبی باز میدارد عدم صدق این مسئله با موارد مشابه است که اگر چنین است چرا اروپای به اصطلاح فاسد این چنین همیشه مشمول رحمت آسمان قرار میگیرد و ایران عزیز ما و دیگر کشورهای مسلمان که فساد در آن نمود و بروز کمتری دارد باید ماهها و سالها چشم انتظار نزول قطره ای از این چشمه رحمت بمانند ؟ ؟

از امام رضا ( ع) منقول است که ” هرگاه حاکمان دروغ بگویند باران نبارد” این کلام ارزشمند ثامن الحجج که ذره ای نباید در صحت آن شک کرد ضمن تایید دوباره رابطه نزول باران و رفتار مردم ، پای حاکمان و دیدگاه های سیاسی را به ماجرای بارش رحمت الهی باز میکند . بسیار هستند کسانی که در طرف مقابل با رد کامل نظریه فوق به جز حوادث طبیعی و شرایط جوی چیزی را در نزول باران موثر و عامل نمیدانند که البته به نظر نگارنده این دیدگاه نیز مانند سایر نظریات مشابه برون دینی قابل نقد است .

هرچه هست دارد زمستان به نیمه میرسد و زمین تشنه ، ریشه ها منتظر و شکوفه ها در آرزوی تولدند . باران به هر علتی بستگی داشته باشد ، اراده نزولش در دستان رحمان رحیمی است که برای نزول رحمتش به بندگان، منتظر هیچ اسبابی نمیماند :
دریای لطف اوست وگرنه سحاب کیست
تا بر زمین مشرق و مغرب کند سخا
( سعدی )

۲:
> و چند رباعی برای باران ! :

ای کاش زمین میل نیایش میکرد
یا آنکه خدا کمی سفارش میکرد
از غول سیاه آسمانها ،از ابر
ای کاش کسی خواهش بارش میکرد

* * *

وقعی به عزای سوگواران نگذاشت
جز خار به چشم مرغزاران نگذاشت
تدبیر امور آسمان را خورشید
یکبار در اختیار باران نگذاشت

* * *

ترسانداهالی زمین ،ابر سیاه
از سیل نشسته در کمین ،ابرسیاه
اینبار ولی رنگ زمین سبز نشد
چوپان دروغگوست این ابرسیاه

این مطلب در تراکمه !